آثار باستاني!

دو تا كفتر

 نشسته ‏اند روى شاخه ی سدر كهنسالى..

«مهدى اخوان ثالث»

                                                    ***

من و « زيور »
– كه باشد بنده را همخانه و همسر –
نشسته ايم توي خانه ی زيباي باحالي
و ديگ « آش جو » مان بر سر بار است
و ما را استكاني چاي در كار است
غم و رنج و عذاب و غصه در اين خانه متروك است
خلاصه، لُبّ مطلب، از قضا، آن سان كه مي بيني،
حسابي كيفمان كوك است !
اگر زيور به من گويد كه: « ملا جان ! »
جوابش مي دهم با مهرباني : « جان ملا جان !
من از تو نگسلم تا هست جاني در بدن، پيوند
به جان هشت سر فرزندمان سوگند… ! »

***

– بيا نزديك، ملاّ جان !
ز پشت پنجره، بنگر خيابان را
بفرما كيست اين مردي كه مي آيد ؟
– كدامين مرد، زيور جان ؟ !
– همان مردي كه رنگ مركبش زرد است
همان مردي كه شاد و خرم و مسرور
برامان دست مي جنباند از آن دور… !
– بلي مي بينمش، اما نمي دانم كه نامش چيست.
گمان دارم كه او بي توش مردي، راه گم كرده است
و شايد باد ديشب، جانب اين سمتش آورده است !
– ببين ملا ! عجب خوشحال و شنگول است !
و خورجينش از اين جايي كه مي بينم پر از پول است
گمانم بخت گم گرديده ی ما باشد اين موجود فرخ فال
به قول يقنعلي بقال:
« بر آمد عاقبت خورشيد اقبال از پس ديفال ! »
– عيال نازنينم، اندكي خاموش
هماي بخت و اقبال تو، دارد مي تكاند پاچه هايش را !
و دارد مي نمايد سينه اش را صاف
بيا بشنو، ببين دارد چه مي گويد:

***

– هلا اي شهرونداني كه بي تزوير و بي ترفند
شكفته روي لب هاتان ز شادي، غنچه ی لبخند
منم، من، شهرداري مرد گلدان مند
منم مرد عوارض گير خود ياري ستاننده
منم، من، خانه هاي بي مجوز را، بنا، از بيخ و بن كنده !
منم بيچارگان را درد بي درمان !
منم چونين… منم چونان… !

***

دو روزي رفته از آن روز …

***

من و زيور
نشسته ايم، زير سايه ی كاج كهنسالي !
و آنك بچه هامان نيز
به بازي، داخل ويرانه هاي خانه مشغولند
ومن قدري بد احوالم
دلم آن سان كه مي بيني، دچار رنج و بي صبري است
و چشمانم، كمي تا قسمتي ابري است !
دگر زيور نمي گويد كه : « ملا جان ! »
و من ديگر نمي گويم: « بفرما، جان ملا جان ! »
چرا؟ چون خانه مان ياد آور ويرانه هاي « آتن » و « بلخ » است
و ما اوقاتمان تلخ است !





دیدگاه شما در مورد این مطلب :

دیدگاه ها :

  1. سلام.
    ا زاینکه این صفحه رو پیدا کردم بسایر مشعوف شدم..
    دوسداشتم بیاید و از اولین مطلب طنزی که گذاشتم در وبلاگم دیدن کنید و مورد عنایت نظرات خوبتون قرار بگیره.
    خیلی خوشحال میشم اگه اطاعاتی بیشتر ا زخودتون و این سایت بدونم.
    امکان مطلب فرستادن هست و یانه؟

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>