روزگار شگفت انگیز کپی پیست

کرگدن1
با ابوالفضل زرویی نصرآباد درباره شوخ طبعی و….

وقتی صحبت از شبکه های اجتماعی می شود غالبا با دو دسته از افراد روبه رو می شوید ، اول آنهایی که چشم دیدن این شبکه ها را ندارند و آن چنان در مقابل این شبکه ها موضع می گیرند که گویی همه مشکلات فرهنگی و سیاسی کشور ، از ایرادات نگارشی گرفته تا اختلاس های میلیاردی ، کار این شبکه های اجتماعی است !در مقابل آنها عده ای نیز هستند که به نوعی کارمند این شبکه ها محسوب می شوند و بی شک یکی از دستاورد های وایبر و واتزآپ و لاین و…همین پایین آوردن نرخ بی کاری و سر کار گذاشتن این قبیل افراد بوده است!در این میان کمتر کسی پیدا می شود که همچون ابوالفضل زرویی نگاهی منصفانه به شبکه های اجتماعی داشته باشد.
نظر شما درباره تب گرایش به شوخ طبعی که این روزها در شبکه های اجتماعی نظیر وایبر و فیس بوک شاهد آن هستیم ، چیست؟
اول اینکه باید پذیرفت که تا پیش از ظهور این شبکه های اجتماعی مردم رسانه ای نداشتند ؛ مثلا یک زن خانه دار اگر جمله ی بانمکی به ذهنش می رسید کمتر پیش می آمد که به رادیو و تلویزیون زنگ بزند یا از طریق نامه نگاری با مطبوعات ارتباط بگیرد تا بتواند کارش را در رسانه های رسمی ارائه کند ، اما الان همان خانم خانه دار می تواند اولین جمله ی بامزه ای را که به ذهنش می رسد در شبکه هایی مثل وایبر یا واتس آپ به اشتراک بگذارد یا اگر عکس بانمکی با دوربین موبایلش بگیرد به راحتی آن عکس را در شبکه اینستاگرام در اختیار دیگران قرار دهد.
در حقیقت این شبکه ها ی اجتماعی و قبل تر از آن ، وبلاگ ها رسانه های شخصی بودند که به صورت فراگیر در اختیار مردم قرار گرفت و گاهی در دوره ای همین وبلاگ ها ۱۰۰ هزار تا ۲۰۰ هزار نفر بیننده داشت ، در حالی که بسیاری از نشریات حسرت چنین مخاطبان گسترده ای را داشتند. مثلا اگر من به عنوان طنز نویس در روزنامه فراگیری که ۱۰۰ هزار تیراژ دارد می نویسم ، به فرض اینکه تمام نسخه های این روزنامه نیز به فروش برسد ، باز هم معلوم نیست آن ۱۰۰ هزار نفری که روزنامه را خریدند ستون مرا در آن روزنامه بخوانند ؛ اما مثلا اگر عکس با نمکی در شبکه های اجتماعی ۱۰۰ هزار لایک بخورد یعنی این ۱۰۰ هزار نفر آن تصویر را دیده اند. می خواهم بگویم این شبکه های اجتماعی حکم رسانه ای را دارند که به مردم اجازه اظهار نظر می دهند در حالی که قبلا این رسانه در اختیار مردم نبود.
پس از این جهت می توان گفت که شبکه های اجتماعی کارکرد مثبتی داشته اند؟
بله اما اگر بخواهیم از زاویه ای دیگر به آنها نگاه کنیم باید بگوییم که وقتی ما جوکی را در وایبر یا شبکه هایی از این دست می خوانیم ، به معنی این نیست که لزوما فرستنده آن تولید کننده نیز باشد بلکه باید بپذیریم غالب این متن هایی که در شبکه های اجتماعی رد و بدل می شوند ، صاحب واقعی ندارند.
در واقع می خواهم بگویم نباید این کپی و پیست کردن ها را به حساب تولید گذاشت ، بلکه کسانی که این جوک ها یا جملات طنز آمیز را منتشر می کنند در واقع مخاطبینی هستند که اگر یک فیلم بانمک از شیرین کاری های یک بچه را هم ببینند ، آن را هم باز نشر می کنند !گاهی هم می بینید که در این شبکه ها شعر یا مطلب طنز آمیزی از کسی منتشر می شود ، بدون اینکه اسم شاعر یا نویسنده آن ذکر شود ، یا گاهی پیش می آید که مطلب طنز یک نفر به اسم کسی دیگر منتشر شود که در هر دو صورت نفعی برای شاعر یا نویسنده آن ندارد.
با این حساب به نظر شما گونه های شوخ طبعی حتی از لحاظ کمی هم در این فضاها رشدی نداشته اند؟
حتی اگر بخواهیم در خوش بینانه ترین حالت بگوییم تمام این جوک ها و کوتاه نوشته های طنز آمیز منتشر شده در شبکه های اجتماعی تولیدی هستند، باز هم حس می کنم به نسبت زیاد شدن جمعیت در این سال ها ، طنازی و فکاهت آنقدر ها گسترده نشده است یعنی اگر جوک های تولید شده در دوره ای را که جمعیت کشور ۳۰ میلیون بود با الان که جمعیت ۲ برابر شده قیاس کنید بعید می دانم حجم لطیفه ها دو برابر شده باشد.
در ثانی گاهی شما با عضویت در این شبکه ها تصور می کنید که با حجم زیادی مطالب بانمک روبه رو هستید ، اما وقتی بخواهید از بین آنها چند مورد لطیفه بامزه را پیدا کنید ، می بینید که از لطیفه پنجم یا ششم به بعد ، همگی تکرار قبلی ها هستند و به زحمت می توانید در روز چند لطیفه بانمک و جدید از میان آنها انتخاب کنید.

به نقل از کرگدن (ضميمه اعتماد )، سه شنبه، ٢٨ بهمن





دیدگاه شما در مورد این مطلب :

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>