زرویی:فیلترینگ مقدمه دشمن سازی است

قلندر باز می گردد …
با ابوالفضل زرویی نصرآباد هشت ماه پس از خانه نشینی اجباری اش
فیلترینگ مقدمه دشمن سازی است
حمید نورشمسی
«ابوالفضل زرویی نصرآباد» قلندر طناز و از معدود طنزپردازان باقی مانده از نسل تربیت شده در مکتب گل آقایی مرحوم صابری فومنی است. زرویی کم حرف؛ پس از طی دوره بیماری سختی که در اوایل سال جاری از سرگذراند و بنا به تشخیص پزشکان عملا از هر نوع حرف زدن و فعالیت هیجان آمیزی منع شد حالا بواسطه انتشار اخباری مبنی بر بازگشت یکی از دوستان طنز پرداز قدیمی اش بار دیگر به میدان بحث و حرف بازگشته. زرویی در این گفت‌وگو در عین بحث‌های کلامی و تعاریفی که از طنز سیاسی ارائه می دهد به نوعی نسبت به تغییر فضای طنزنویسی در مطبوعات ایران به واسطه تغییر دولت و حضور مردان اعتدالي اظهار امیدواری می‌کند. حرف های زرویی پس از یک دوره طولانی کم حرفی وی و نیز به عنوان نخستین اظهار نظر سرحلقه طنز پردازان منتقد در دو دهه گذشته خواندنی است.
جناب زرویی بدون مقدمه می‌خواهم بپرسم حال و روز طنز سیاسی را این روزها چطور می‌بینید؟ در دولت گذشته، طنز سیاسی کمی رمق داشت و البته به طور عمده به سوی انتقاد از دولت رفته بود. امروز اما و با تورق مطبوعات به نظر می‌رسد طنازان گویا عملا به مراد دل رسیده‌اند. این تغییر رویکرد را باید فرجام طنز سیاسی در ایران بدانیم؟
اجازه بدهید قبل از پاسخ به سوال شما، درباره یکی – دو واژه ای که به کار بردید، نظر شخصی‌ام را عرض کنم. اول این که طنز، ابزار مناسبی برای ابراز «موافقت» یا «مخالفت» نیست. خوشبختانه در ادبیات فارسی، دو تخصص ارجمند برای دستیابی به این دو هدف، ابداع شده و خوشبختانه هر دو نیز سابقه و دیرینه‌ای بیش از طنز دارند. ادبای ما سالهاست که برای حمایت و ابراز موافقت با یک فرد یا یک دیدگاه سیاسی، از ستایش و مدیحه‌پردازی بهره می برند و برای مخالفت و دشمنی با فرد یا جناحی سیاسی از «هجو» و «تمسخر» استفاده می‌کنند. پس طنز اساسا ابزار بیان «انتقاد» است؛ نه ابزار مخالفت و دشمنی است و نه وسیله‌ای برای بیان ارادت و جانبداری.
و اما مورد دوم در سوال هوشمندانه شما که مایلم پیش از پاسخ، شفاف سازی شود، به مراد دل رسیدن طنزپردازان منتقد دولت قبلی با روی کار آمدن دولت فعلی است. صد البته و هزار البته آرزوی قلبی بنده و مراد دل تمامی دوستان طنزپردازم، این است که با حذف سریع و یکباره تمام مشکلات و نارسایی‌ها و تبعیض‌ها و… هیچ بهانه یا مضمونی برای انتقاد و خلق آثار طنزآمیز باقی نماند. تا آنجا که می‌دانم، نه دولت فعلی چنین قولی داده و نه شرایط موجود، لااقل در کوتاه مدت، نویدبخش چنان ایده آلی است.
تصور می‌کنم که طنزپردازان ما روند معقولی را دنبال می‌کنند. آنها به جای ایجاد بدبینی و سیاه‌نمایی و ناتوان نشان دادن این دولت نوپا، می‌کوشند تا با نقد کارنامه و آسیب شناسی منش و کنش دولتمردان گذشته، سیاستمداران امروز را از تکرار اشتباهات گذشته منع کنند که به گمانم خدمت بزرگی است. ضمن این که فراموش نکنیم که در برابر گروه قلیل طنزپردازان، هنوز انبوهی از هواداران دولت گذشته (که اتفاقا به طنزپرداز و کاریکاتوریست هم مجهزند!) با شدت و حدت حتی از عملکردهای اشتباه دولت قبل دفاع می‌کنند و از هیچ طعن و کنایه و تحقیری برای دلسرد کردن مردم از دولت تازه فروگذار نمی کنند. به هر حال رویکرد تخریبی و دلسردکننده را توسط هر گروه و جناح سیاسی و با هر شعار و گرایش به هیچ وجه دلسوزانه و به نفع مردم نمی دانم.
- با اين مقدمه، تقسيم بندي ميان طنزپردازان چگونه است؟ آيا طنزپرداز مخالف داریم؟
طنزپرداز مخالف که سهل است، ممکن است طنزپرداز معاند هم داشته باشیم. هرکس فارغ از شغل و تخصص کاری‌اش، یک دیدگاه سیاسی دارد اما این دیدگاه و سلیقه نباید تعریف کارش را عوض کند. تعمیرکاری که به خاطر مخالفت و دشمنی‌اش با شما، به جای تعمیر آبگرمکن منزل شما، باعث انفجار آبگرمکن شود، دیگر تعمیرکار نیست، تخریب‌کار است. کار طنزپرداز هم تخریب و عناد نیست و اگر پذیرفته است که به جای هجو، طنز بنویسد، نمی‌تواند برای اعمال سلیقه سیاسی‌اش، چه در موافقت و چه در مخالفت، تا آنجا پیش برود که تعریف کارش عوض شود.
بر همین مبنا عرض می‌کنم که نه در ایران و نه در هیچ جای جهان، طنز موافق، مخالف و برانداز نداریم اما طنزپرداز موافق و مخالف ممکن است داشته باشیم.
با اين همه قبول دارید این روزها طنز مطبوعاتی ایران هویت مستقل خودش را از دست داده و به شدت خودش را تابع شرایط سیاسی روز و البته سیاست کلی جراید کرده است و این تابع شرایط شدن باعث شده شیوه و بیان مستقل خودش را از دست بدهد؟
بله کاملا. البته ربطی به شرایط امروز یا وضعیت مطبوعات ایران ندارد. حتما طنزپردازانی در جهان هستند که عقایدشان را آزادانه در مطبوعات منتشر می‌کنند البته مطبوعاتی که با آن طنزپردازان همفکرند. بعید می‌دانم روزنامه و نشریه‌ای حاضر به چاپ نوشته هر طنزپردازی با هر سلیقه و دیدگاه سیاسی باشد. باید واقع بین باشیم. مطبوعات معمولا تریبون جریانهای خاص فکری و سیاسی‌اند و بدیهی است که به درج آثار مخالفانشان تمایلی نداشته باشند. مطبوعات ایران هم از این قاعده مستثنی نیستند. نویسندگان مطبوعات و عموما رسانه ها بر اساس توافقی نانوشته، می پذیرند که خبر و تحلیل خود را بر اساس چارچوب سیاست‌ها و اهداف همان رسانه تنظیم و نشر کنند. خوشبینانه ترین شکل نظام مطبوعاتی و رسانه‌ای این است که به میزان تمام سلیقه‌ها و گرایشهای فکری و سیاسی، نشریه و رسانه وجود داشته باشد تا نویسندگان (طنزپرداز یا غیر طنزپرداز) به فراخور نوع جهت گیری نوشته‌های‌شان، جایی برای درج و نشر این آثار داشته باشند.
یعنی مثلا طنزپردازان جناح سیاسی به اصطلاح راست بتوانند در نشریات جناح راست بنویسند و طنزپردازان جناح به اصطلاح چپ در نشریات جناح چپ؟
خیر. یعنی طنز پرداز بتواند در یک نشریه انتقاداتش را از یک جناح مطرح کند و در نشریه‌ای دیگر، انتقاداتش را از جناحی دیگر. هیچ جناح و جبهه و گرایش سیاسی معصوم نیست. طنزپرداز منصف نمی‌تواند به هر قیمت از تمام سیاست‌ها و جهت گیری های یک جناح دفاع کند. اساسا کسی که در هر شرایطی حق را به یک جناح سیاسی می‌دهد و جناح متبوع و مطبوعش را بری از خطا و اشتباه می‌داند، نمی‌تواند طنزپرداز باشد.
جناب زرویی در هشت سال گذشته واژه انسداد فرهنگی بسیار به گوشمان رسید و بسیاری نیز علتش را نگاه های یک جانبه مدیران فرهنگی به «انتقاد» حتی از نوع سازنده اش می دانستند و عنوان می شد که حتی تحمل یک کاریکاتور و جمله طنز آمیز نیز وجود ندارد. شما حس می کنید که با تغییر دولت و سیاستگذاری های فرهنگی، اتفاقی تازه رخ خواهد داد و یا اینکه این روح حاکم بر دولتمندی است؟
متاسفانه این چند سال به دلیل مشکلات جسمی و روحی از فضای خبری و رسانه‌ای فاصله داشته‌ام ولی همین قدر می‌دانم که فرهنگ، تعطیلی بردار و انسدادپذیر نیست. فرمود : «پری رو تاب مستوری ندارد / چو در بندی، سر از روزن بر آرد». هر اندازه مجال عرضه و ارائه تولیدات فرهنگی و هنری را از طریق رسانه‌های رسمی و معمول، تنگ و مسدود کنیم، به همان اندازه یا خیلی بیشتر، راه را برای رسانه‌های جدید و غیر رسمی باز می‌کنیم. خواننده بی‌مجوز، اثرش را زیرزمینی تولید و در اینترنت منتشر می‌کند. نویسندگان مطبوعات تعطیل شده به شبکه‌های اجتماعی و وبلاگ نویسی روی می‌آورند. کتابهای بی‌مجوز به صورت کپی (اصطلاحا ریسوگراف و افست) یا با فرمت های دیجیتالی نشر و عرضه می شوند. خوب یا بد، سانسور و ایجاد محدودیت در عصر اطلاعات، بی معنی و فاقد کارآیی است.
سیاستگذاران فرهنگی کشور که تجربه ممنوعیت و آزادسازی استفاده از دستگاههای پخش ویدئو را در کارنامه دارند، به جای ممنوعیت ماهواره، سانسور کتاب، تعطیلي نشریات و فیلترینگ سایت‌ها، که مقدمه معاند سازی و گسترش مصادیق جرم است، می‌بایست به فکر آشتی با تولید کنندگان فکر و آثار فرهنگی و هنری باشند.
خوشبختانه در همین مدت خبرهای امیدوار کننده‌ای شنیده ام. این که دولت دارد مقدماتی را فراهم می‌کند که علاوه بر جذب سرمایه‌های اقتصادی، سرمایه‌های فرهنگی و هنری کشور هم به ایران بازگردند. مخصوصا بسیار خوشحالم از این که شنیدم دوست هنرمندم سید ابراهیم نبوی تصمیم به بازگشت به ایران دارد. اینکه سید ابراهیم نبوی و اظهار نظرهایش در سال‌های گذشته چقدر حساسیت برانگیز بوده را من نمی‌دانم و حتما حق دستگاه قضایی برای بررسی آن محترم است اما می‌خواهم بگویم فراهم آمدن امکان بازگشت نبوی، یکی از آرزوهای استاد زنده یادمان کیومرث صابری (گل آقا) بود. آرزویی که با درگذشت نابهنگام او به خاک رفت و ای بسا آرزو که خاک شده. سید ابراهیم نبوی نابغه‌ای بی‌آرام و گنجینه‌ای بی زوال از انرژی و تجربه و طرح و برنامه است. او هرجای دنیا که باشد، در بدترین شرایط آن قدر قابلیت و توانمندی دارد که به اندازه هزینه‌هایش، کسب درآمد کند و در همان شرایط، نویسنده ای فارسی زبان بماند و حاصل تجارب و مطالعاتش را بی دریغ، در اختیار نسل جوان ایرانی بگذارد. اما چرا با این فاصله و چرا از خارج از ایران؟ امیدوارم نبوی و دیگر کوچیدگان بازگردند و دولتمردان ما از این فضا برای نشان دادن میزان تغییر و تاثیر تدبیر و امید بهره ببرند.
تنها او نیست که قصد بازگشت دارد. دیگرانی هم هستند. به نظرتان این یعنی باز شدن فضای فعالیت فرهنگی و یا اینکه باید با این نگاه به آن نگاه کنیم که دوباره در حال حرکت به سمت دوران فعالیت و اظهار نظرهای مطبوعاتی در دوران اصلاحات هستیم؟
به گمان من، شرایط امروز هیچ شباهتی به دوران اصلاحات ندارد. حتی ادبیات منتقدین نظام در خارج از کشور هم به تند و تیزی مطبوعات آن سالها نیست. مشکل اساسی در ارزش گذاری، ارادت سنجی و عداوت سنجی، نظر به «من قال» است نه نظر به «ما قال». کاری به برخی رسانه های معاند و فحاش فارسی زبان ندارم ولی اگر نام و سوابق برخی از نویسندگان منتقد را از مقالاتشان حذف کنیم، بسیاری از مقالات انتقادی سایتهای منتقد، در نشریات و رسانه های رسمی کشور قابل نشر است. متاسفانه ما هنوز بعضا مطالب و گفتار را بر اساس نام گوینده یا نویسنده شان قضاوت می‌کنیم نه مضمون و محتوای متن. امیدوارم با اعتماد سازی و رویکردی عقلایی، سیاست توام با تدبیر، موجب بازتر شدن فضای فرهنگی و هنری کشور شود.

منبع:هفته نامه خبری تحلیلی کتاب سام – سال اول شماره ۵ – ۱۵ دی ماه ۱۳۹۲





دیدگاه شما در مورد این مطلب :

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>