در صله رحم و ميثاق با خويشاوندان گويد


در صله رحم و ميثاق با خويشاوندان گويد

وقت تقسيم كار، جان پدر
فك و فاميل را ز ياد نَبَر

آن گروهي كه بيخ ريش تواَند
فك و فاميل و قوم و خويش تواَند

بعد قرني، پلو به ديس شده
بين ما يك نفر «رئيس» شده

اين جماعت كه فاقد سمتند
همه چشم انتظار مرحمتند

بين ما، كج خيال و ناتو نيست
يك نفر، زير كار درَ رو نيست

همگي عاشقان خدمت و پُست
همگي مرد كار و كار دُرُست

جز به منظور ياري و خدمت
نكند هيچ يك قبول سمت

چه شباهت ميان اين همه خويش
با به جا ماندگان دوره پيش؟

مانده از آن كه بوده است مدير
عده اي قالتاق گردنه گير

عده اي نابكار دزد و دَله
همه دنبال كسب پول و پَله

هيچ يك معتقد به كيش تو نيست
يك نفر مثل قوم و خويش تو نيست

عرصه را خوب پاكسازي كن
بنشين بعد «خاله بازي» كن!





دیدگاه شما در مورد این مطلب :

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>