طنز و اخلاق از نگاه زرویی نصرآباد

بيشتر ما وقتي که بحث طنز پيش مي‌آيد توقع داريم که طنزپردازان چيزهاي ناگفتني و دور از اخلاق در چنته داشته باشند.فکر مي‌کنم از اين جهت بر طنز جفا رفته و مي‌رود و بسياري از اهل اخلاق، فرزندان خود را از طنز محروم مي‌کنند؛ زيرا تصور مي‌کنند طنز جزو مطالب، نوشته‌ها و سروده‌هاي سخيف وغيراخلاقي است.
يکي از بحث‌هايي که درباره مسائل اخلاقي در طنز مطرح مي‌شود مربوط به خط قرمزها است. براي مثال برخي به من مي‌گويند مگر نه اين‌که عبيد زاکاني طنزپرداز بوده است و مگر نه اين‌که برخي از طنزهاي او را اکنون نمي‌توان خواند. پاسخ من اين است که ادب متعارف آن روزگار اين چنين بوده است و استفاده از افعال و اسامي هم‌کرد و جايگزين شدن کلمات طي سال‌ها باعث شده است کاربرد برخي کلمات امروز دور از اخلاق باشد.
براي مثال کلمه «سرويس بهداشتي» را در نظر بگیرد.ممکن است اين کلمه نيز در چند سال آينده جاي خود را به کلمه مودبانه‌تري دهد، همان‌گونه که کلماتي که در گذشته به جاي اين کلمه عرف بوده و استفاده مي‌شده امروز غيراخلاقي است. بسياري از شاعران گذشته ما در آثارشان به مسائلي مي‌پردازند و از کلماتي استفاده مي‌کنند که امروز حمل بر بي‌ادبي است؛ درصورتي‌که ادب متعارف آن‌زمان اين‌گونه اقتضا مي‌کرده و مسائل آن روزگار اين‌گونه بوده است.
بحث ديگر درباره طنز، رعايت انصاف است و اين انصاف است که تفاوت ميان طنز و هجو را ايجاد مي‌کند. تمام اجزاي طنز و هجو با يکديگر همخواني دارند مگر در انصاف. زماني‌که انصاف را از طنز بگيريم و در مسائل اغراق کنيم وارد حيطه هجو شده‌ايم.
مبحث ديگر در طنز، شکيبايي است. هيچ‌کس نمي‌تواند با عصبيت طنز بنويسد و يکي از دلايلي که برخي اوقات در طنز از مسائل اخلاقي عدول مي‌کنيم، ناشکيبايي است. شکيبايي از ابزار طنز است و در طنزنويسي ناچاريم که شکيبا باشيم.
پيش از اين گفته‌ام که يکي از اختراعات خوب بشر فحش بوده است. اين را از اين‌رو مي‌گويم که ابتدایي‌ترين شکل برخورد انسان با معضلات و نارضايتي‌ها، برخورد فيزيکي و حذف عامل نارضايتي است که هنوز هم در جامعه به شکل ترور صورت مي‌گيرد. وقتي انسان پيشرفته‌تر شد، متوجه شد که مي‌تواند عامل نارضايتي‌اش را نکشد و تنها به زد و خورد با او رضايت دهد.
بعد از آن بشر متوجه شد که مي‌تواند طرفش را با توهين، ترور شخصيت کند و در مرحله بعد انتقاد را فراگرفت و آموخت که بدون اين‌که دهان را به حرف هرزه بگشايد مي‌تواند انتقادش را مطرح کند و وقتي انسان پيشرفته‌تر شد روي به طنز آورد. طنز زماني موفق‌تر است که هم مخاطب از آن لذت ببرد و هم کسي که از او انتقاد شده است.
طنز اخلاقي‌ترين ابزار بشر در مقابله با ناراستي‌هاست. با زشتي و بي‌اخلاقي نمي‌توان به جنگ زشتي و بي‌اخلاقي رفت. حتي هجو هم توهين منظوم نيست؛ بلکه توهين هنرمندانه است به‌نحوي که گوينده آن متهم به بي‌اخلاقي نشود.
بخشی از سخنرانی ابوالفضل زرویی در نشست همايش ادبي «ملکوت کلمات»
پنج‌شنبه ۲۰ مرداد ۱۳۹۰
منبع:سایت خانه هنرمندان





دیدگاه شما در مورد این مطلب :

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>