«طنز» مبدل به دستمال كاغذی های یكبار مصرفی شده

آقای زرویی با توجه به تغییراتی كه در دوره های مختلف ادبی بر روی آثار مكتوب شاهد بوده ایم، به نظر شما گذر زمان چه تاثیری بر روی ادبیات و طنز مكتوب داشته است؟
با گذر زمان هر پدیده ای دستخوش دگرگونی هایی می شود، به طور مثال رمان های طولانی و مفصلی كه سراسر توصیفات مسائل جزئی بودند در بین مردم جایشان را به هایكو و یا داستان های مینی مال داده اند كه از چند سطر فراتر نمی روند. چنانچه شاهدیم مخاطب امروز دیگر نمی تواند رمان های بالزاك یا الكساندر دوما را خوانده و با آن دچار هیجان شود، چرا كه خواهان ایجاز است و در برخورد با این نوع آثار كتاب را رها كرده و نمی خواند در حالی كه همین كتاب ها تا چندی پیش مخاطبینی داشت كه بارها و بارها آن را می خواندند.
مخاطب امروز آنچنان كه زندگی اش اقتضا می كند دیگر بالزاك و دوما را جذاب نمی یابد و مطالعه داستان های مینی مال و هایكو را جایگزین این كتاب ها كرده است و حتی اگر بی سر و ته هم باشند باز به خاطر اینكه مطالعه شان وقتی از او نمی گیرد نسبت به آن رغبت نشان می دهد و خلاصه اینكه همه چیز را فشرده می طلبد. در این بین حتی تعریف ایجاز نیز دستخوش دگرگونی و یا آسیب شده چرا كه در گذشته ها ایجاز به معنای این بود كه جان كلام در نهایت كوتاهی و همراه با صراحت به مخاطب منتقل شود، دنیای امروز از این ایجاز تنها صراحت را به كار گرفته و جان كلام را به فراموشی سپرده است.
یعنی شما معتقدید كه مخاطب امروز به نتیجه و یا خط پایان می اندیشد و نه چیز دیگر؟ مخاطب طنز را هم اینگونه می بینید؟
بله، همینطور است. بگذارید با مثالی این موضوع را توضیح دهم، وقتی لطیفه ای را برای كسی تعریف می كنیم می بینیم منتظر است تا خیلی زود به پایان برسد و بیش از یك دقیقه طول نكشد، این تعجیل انسان امروز برای رسیدن به نتیجه و یا خط پایان در مورد هر چیزی موجب شده تا خالقان اثر نیز بنا به ذائقه وی تغییر رویه دهند و آثاری در جامعه تولید شود كه خالی از عمق و كیفیت بوده و تنها شرایطی را برای مخاطب ایجاد كنند كه بدون آنكه زیاد فكر كند لذت ببرد و بی آنكه در پی یافتن نشانه و یا به اصطلاح پیچیدگی های هنری تنها تفریحی داشته باشد و بس.
پیش از این ایجاد شرایط بسیاری از این مسائل در حالتی پوشیده تر بیان می شدند اما امروزه صراحتی به وجود آمده كه موجب شده ظرایف و لطایف موجود در كارهای طنز و یا آثار ادبی و سینمایی كه مخاطب را به فكر و یا فهم نشانه ها وا می داشتند حذف شوند و به وسیله ای برای سرگرم كردن مردم بدل شوند، نه به یك اثر هنری.
همه چیز در دنیای اطراف ما مبدل به دستمال كاغذی های یكبار مصرفی شده كه نرم و راحتند اما قابلیت استفاده دائمی ندارند. طنز هم با چنین حالتی روبرو شده و اقبالی كه مردم به كارهای ژورنال دارند مانند توجهشان به همان دستمال كاغذی است. توجهی درحد رفع یك نیاز سطحی.
این نوع از طنز كه به تازگی شكل گرفته بیشتر حالت اطلاع رسانی دارد و با طرح یك لطیفه درباره یك مقام مملكتی و آنچه گفته علاوه بر طرح شدن در قالب طنز اطلاعاتی را به مخاطب ارائه می دهد. در حالی كه طنز فاخر در پی بیان اطلاعات زندگی روزمره نبوده و خبررسان نیست. اگر با دقت نظر نگاه كنیم می بینیم آسیب های عرصه طنز كه بخش گسترده ای از آن جزو ملزومات مدرنیته است در آثار مكتوب و همچنین سینمایی طنز خود نمایی كرده و موجب شده اند طی دهه اخیر آثار ماندگاری خلق نشود.
طنز ایران قبل و بعد از انقلاب را چگونه ارزیابی می كنید و چه تفاوت هایی با هم داشته است؟
طنز در ایران قبل از انقلاب با پس از انقلاب تفاوت هایی اساسی دارد، اگر نسل امروز طنزهای آن دوران را ببینند خواهند گفت كه بی مزه است درحالی كه آن زمان نیز متخصصانی بودند كه در این عرصه فعالیت می كردند اما ذوق خندیدن مردم از سال ۵۸ و ۵۹ تا به حال بسیار بالا رفته است. طی این سال ها كاری با نام «توفیق اجباری» با اجرای ناصر طهماسب و اشعار استاد ابوالقاسم حالت عرضه می شد كه در حال حاضر به نظر یخ و بی نمك هستند و با تمام تبحر این افراد امروزه بی مزه اند و اگر با بی نمك ترین لطیفه های امروز مقایسه شوند متوجه می شویم ذوق طنز در جامعه ارتقا یافته است. چرا كه جوان امروز نسبت به آنچه پدرش را می خندانده عكس العملی نشان می دهد مبنی بر اینكه قدیم ترها به چه چیزهای بی مزه ای می خندیده اند! همین جمله نشان می دهد سطح سلیقه مخاطبان بالا رفته و این مطلب بیانگر رشد طنز در كشور ماست.
در دوره پهلوی آزادی های بسیاری وجود داشته و اگر می خواستند مطلبی را با بیان طنز بگویند مسخره و مضحك می شده است اما الان شرایط به گونه ای است كه شما وارد مجموعه ای شوید و كارمند مجموعه را سوژه طنز خود قرار دهید با نگاه های سردی روبرو می شوید كه به شما می گویند اگر می توانی مدیر مجموعه را سوژه طنز خود قرار بده یعنی با كسی درگیر شو كه ما نمی توانیم با او درگیر شویم. اگر در جامعه ای بتوان به رئیس جمهور یا وزیر به صورت علنی گفت باید بركنار شوی دیگر نیازی به زبان طنز نخواهیم داشت. طنز در شرایط خاص اجتماعی امكان بالیدن پیدا می كند.
آسیب هایی كه طنز امروز دچار آنها شده چه تاثیری بر روی این ژانر ادبی گذاشته است؟
به عنوان یك طنزپرداز معتقدم این آسیب ها طنز را نیز دچار بیماری هایی كرده و رفته رفته ظرافت هایش را كمرنگ می كند، طنز كه باید بتواند بیماری های جامعه را درمان كند، خود دچار بیماری شده است. تا حدی كه امروزه در شرایطی قرار گرفته كه مخاطبان و خالقان طنز مرزی میان جسارت و فحش قائل نیستند و در اغلب موارد آنچه به عنوان طنز به ما عرضه می شود و به آن می خندیم خط قرمزهایی را به بازی گرفته قانون، اخلاق و عرف جامعه ما را از پرداختن به آنها بر حذر می دارند.
در جبهه گیری تغییرات نامناسبی كه طنز را از برخی نگاه ها خدشه دار كرده مقوله ای با عنوان طنز فاخر قرار داده شده كه در تعریف آن نیز بسیاری اشتباه كردهاند. اغلب افراد گمان می كنند وقتی می گوییم طنز یا اثر فاخر قرار است اثری را با شكل و محتوای آثار قدیمی خلق كنیم. در صورتی كه چنین نگرشی آسیب های ژرفی را در پی خواهد داشت. خلق اثر ادبی معاصر براساس مولفه های آثار پیشینیان مخاطب امروز را خسته كرده و می رماند، چرا كه شكل زندگی ها تغییر كرده و انسان امروز به سرعت در پی دست یافتن به نتیجه در هر امری است.
طنز در سینما هم دچار همین بحران ها شده است؟
اگر این روند را ادامه دهیم به فیلم هایی چون «لیلی با من است» می رسیم كه از همه قشری مخاطب دارد و هم بچه های جبهه و هم كسانی كه از جبهه بیزارند را به خود مجذوب می كند و با طنزی عمیق تاثیرات ژرف خود را بر جای می گذارد. اما تقریبا پس از این دوره دیگر چنین آثاری مشاهده نمی شود. به طور مثال وقتی رضا عطاران كار پرطرفداری را می سازد سینماگران دیگر نیز به این سمت می روند و می توان گفت بساز بنداز شده اند. یعنی وقتی كاری موفق شده و مخاطبان زیادی را جذب می كند همه به دنبال ساخت آثاری مشابه آن می روند و این روند را نیز مخدوش می سازند.
شب شعرهای طنز نیز به نسبت به ۵-۶ سال گذشته در پی تولید طنز فاخر بودند اما امروزه تبدیل شده اند به جایگاهی برای بیان شوخی های ركیك جنسی كه تنها به نوعی تنظیم شده اند كه قابل بیان در جمع باشند و مخاطب عامه را اقناع كنند.

طنز سیاسی امروز كشورمان از چه جایگاهی برخوردار است؟
طنز سیاسی نیز با گذر زمان جایگاه خود را از دست داده و حتی مردم نوشته های ابراهیم نبوی را نیز سوپاپ اطمینانی از جانب خود حكومت می دانند، با وجود چنین نگرش هایی طنزپرداز امروز نیز بلاتكلیف شده است و چون مردم به طنز سیاسی رغبت نشان نمی دهند مجبور است به خواسته آنها تن دردهد، اما كسانی كه به طنز فاخر معتقدند حاضر نمی شوند كارهای آبكی اراده دهند، به طور مثال بنده ۶ سال است كه برای جایی كار نكرده ام.
معتقدم طنز از سال های اول انقلاب به طور مداوم رشد داشته است اما روند امروز آن آزار دهنده است چرا كه سیری قهقرایی داشته و نگاه مردم به پدیده های مختلف مانند همان دستمال كاغذی یكبار مصرف شده است.
میزان طنز و آزادی در هر جامعه ای نسبت به یكدیگر حالتی معكوس دارند، هر چه یك كشور آزادتر باشد امكان رشد طنز در آن كمتر خواهد بود چرا كه وقتی مردم بتوانند با صراحت و بدون لفافه و ترس اعتراضات خود را بیان كنند بطور مثال وقتی شركت بیمه قانونمند باشد و مردم به راحتی حق خود را دریافت كنند دیگر نیازی به بیان طنز نخواهد داشت و دست به شیوه هایی رندانه برای بیان اعتراضات خود نخواهند زد.

آیا خود طنزپردازان و تغییراتی كه در آثارشان به وجود آمده، در این مساله تاثیرگذار بوده است؟
با همه این موراد باز هم ذائقه طنزپردازان مسئله ای نیست كه بتوان آنرا نایده گرفت در زمینه سایر هنرها نیز چنین مسئله ای حاكم است مثلا داوینچی لبخند مونالیزا را نقاشی كرده در صورتیكه هیچ یك از نقاش های پس از وی نتوانسته اند روی دست شاهكار وی اثری خلق كنند، چرا كه ذائقه یك هنرمند در جایی بنا به شرایط و شخصیتش رشد می كند و اثری خلق می كند كه دیگر امكان تكرار نخواهد داشت.
مسئله مهم تر پیرامون طنز مسئله خط قرمزها هستند كه از نظر من در جامعه ما نه تنها در حوزه طنز بلكه در سایر حوزه ها نیز وجود ندارد، چرا كه برخوردی كه یك استاد دانشگاه می تواند با همسرش داشته باشد در كلاس درس نمی تواند، كل مقوله ادب خط قرمز است اما در شرایط مختلف بعضی رفتارها در حضور یك سری از افراد بی حرمتی و در حضور عده ای دیگر امری عادی محسوب می شود.

“گفت و گو از علی حدادی اصل”

منبع:پایگاه خبری حوزه هنری





دیدگاه شما در مورد این مطلب :

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>