درخت ِ امن ِ برادری!؛عباس حسین نژاد


دلدادگی ِ مرا پایانی نیست
جایی که دلتنگی‌هایم را نهایتی نه
درخت ِ استوار ِ پر میوه‌ی ِ زخمی!

ما هی از تو میوه چیدیم و
می‌چینیم
شادمان با دوست‌های‌مان حتا قسمت کردیم و
می‌کنیم
اما دریغ از دستی که آبی چیزی…

*
درخت ِ امن ِ برادری!
دوست داشتن‌ات با من چه می‌کند
در این هوای ابری ِ بی‌باران
و این جاده ِ بی‌تابلو

*
قلب ِ سفیدت را
هر روز به پرندگان تعارف می‌کنی
– به حتا لاشخورها نیز-

*

کوله‌پشتی‌ام را
می‌اندازم
به این راه ِ تاریک
ادامه می‌دهم

پیدایت می‌کنم؟





دیدگاه شما در مورد این مطلب :

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>