در فواید و لذات سفر و لزوم پرداختن آدمی به آن فرماید:


بس که در خانه مانده ام،پسرم
ریشه در آن دوانده ام، پسرم

گر نرفتم،بهانه دارم من
ریشه در فرش خانه دارم من

رامِ بی آب و دانِگی شده ام
عینهو مرغ خانگی شده ام

به همین آبِ شهری ام معتاد
همچو حافظ به آب رُکناباد

خوشدل، آن هم به دور از منزل؟
قِزِل آلا و ماسه ی ساحِل؟

فاصله بین شمع و پروانه؟
من و یک لحظه دوری از خانه؟

من همین گوشه خوشدلم پسرم
عاشق کُنج منزلم،پسرم

نه دلم می کشد به مهمانی
نه سفرهای بین استانی

نه دلم می کشد که در بروم
نه هوس می کنم سفر بروم

گرچه امر خلاف قاعده ایست
در سفر کردنم چه فایده ایست؟

نیست دستم به هیچ جایی بند
نه زبان آورم ،نه دانشمند

وانگهی نیستم چنان استاد
که دو تا وعده هم توانم داد

لذتی در سفر نمی بینم
فلذا بهتر است بنشینم!





دیدگاه شما در مورد این مطلب :

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>