در عذر تقصير و پوزش از غيبت دوروزه فرمايد

 

 چه به هم ريخت، كاسه كوزه من

در همين غيبت دوروزه من

نم نمك جزو ضايعات شدم

نقطه ثقل شايعات شدم

عده اي گفته اند: «بي ترديد

چشمه ذوق طفلكي خشكيد

يا نوكش را يواشكي چيدند

كله اش را به طاق كوبيدند»

گفته آن ديگري، بدون دليل:

 «به خدا، رفته اين به اسراييل!»

كرده شيمون پرز به او تلفن

رفته تشييع آريل شارون!

ديگري گفته است:« نشنيدم

بلكه با چشمهاي خود ديدم

كه زرويي ز فرط استيصال

مي فروشد كنار كوچه بلال»

آن يكي، شنبه شب تلكس زده

كه شنيديم قرص اكس زده

جمعه شب، رد شد از شكاف ازن

هست الان حوالي پلوتون !

عده اي با جفا و كين توزی

عده اي هم ز روي دلسوزي

حرفها گفته اند پشت سرم

كه خود بنده نيز بي خبرم

آدم از شايعه به هر نيت

مي شود واجد اهميت

صاحب احترام خواهد شد

شهره خاص و عام خواهد شد

غير بعضي كه سخت و سنگين اند

برخي از شايعات، شيرين اند

مثلاً اين كه:«آن مدير خدوم

شده از حق عادي اش محروم»

يا: «فلان شخص روزنامه نگار

شده هفتاد و پنج بار احضار»

يا: «سخنران زبده چك خورده

وسط حرف حق، كتك خورده»

[اين خبرها كه چون نبات بود

كاش در حد شايعات بود]

با همين شايعات جور واجور

آدم البته مي شود مشهور

***
باز هم عرض احترام و سلام

به تو خواننده عزيز و گرام

بابت انقطاع كوتاهم

از شما بنده عذر مي خواهم

به اميد خدا، به شرط بقا

مي رسم خدمت شما، فردا





دیدگاه شما در مورد این مطلب :

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>