ذکر« محمد جواد لاریجانی»-حفظه الله-


آن جامع فضایل،آن حلال مسایل،آن بدر منیر،آن مشار مشیر،آن خبر دهنده از روابط پنهانی،العبد الفانی «محمد جواد لاریجانی»،در علوم قدیم و جدید دستی داشت و از غیب خبر می داد و از اجله ی غیبگویان بود.و هم اوست که مولانا «ولایتی»در باب او فرموده است:«کاش لاریجانی بودمی،اگر ولایتی نبودمی!»
نقل است که روزی در حلقه ی مریدان نشسته بود،ناگاه بر زبانش رفت که :«مردی خواهد آمد از ینگه دنیا و مکتوبی از آن دیار خواهد آورد.»پس هنوز سخن به پایان نبرده بود که گفتند:«قاصدی به همین نشان از آن بلاد بر در ایستاده است!»
روزی یکی از اصحاب ،او را گفت:چه گویی در باب «مک فارلین»؟گفت:«جز این چیزی به یاد ندارم که زمین خورده ی ماست!»
گویند:طیّ الارض می کرد .روزی وقت نماز پیشین،مریدی در مسجد «بلال» دیده بودش که نماز می کرد.مریدی دیگر گفت:«هم در آن وقت در کمیسیون امنیت ملی دیدمش!» و هم در آن زمان در بلاد کفر دیده بودنش که می رفت.و اگر کسی پرسد که:«این چگونه تواند بود؟»گوییم:«در نماز پیشین،فکر آدمی،هزار جا تواند رفت!»
وهم او گفت:«تا رسیدن به اصل الاسرار،هجده هزار و هفتصد و سی و شش پرده است .من تمامی آن پرده ها برداشتم،مگر یک پرده که باقی گذاشتم و اگر آن یک را نیز برداشتمی،تمامی اسرار سیاسی به معاینه دیدمی!»گفتند:«پس از چه برنداشتی؟»گفت:«خواستمی برداشت ولی استادم،مولانا «ولایتی»-مُدّ طول وزارته العالی-گفت:«ای جواد!از آن نترسی که از برایت حرفها درآورند؟»گفتم:«ترسم!»گفت:«پس آن پرده ی آخر باز مگیر!»
آورده اند که وقتی او را بیماری پدیدار شد ،مگر سیّد «محمود دعایی»بر بالینش نشسته بود و سخت می گریست.گفت:«گریستن بر چون منی روا نیست که هنوز دستم بر شاخه ای از درخت سیاست بند است.»گفت:«بر حال خود می گریم که پس از تو،چه کس مکتوب سیاسی از برایم خواهد نگاشت؟»گفت:«تا آن عصاره ی مهربانی ،سید «عطاءالله مهاجرانی»هست،هیچ غم مدار!»
بیگانه ای گفتش:«مکتوب سیاسی چگونه نویسی و خبر زغیب چگونه دهی؟»گفت:«هرگز در تاریکی سنگ انداخته ای؟»گفت:«نی!»گفت:«پس بینداز که گفته اند :سنگ مفت،گنجشک مفت!و ما،انداختیم و شد!»
او را- ادام الله طول مشاورته –کرامات بسیار بود .یکی آن که چون بر «بنز»دولتی بنشستی ،بر دست چپ یله دادی و در همان حال ،مکتوب می نگاشتی بر دست راست و به هنگام قیلوله،خواب وزارت دیدی و به بیداری نیز!والله اعلم





دیدگاه شما در مورد این مطلب :

دیدگاه ها :

  1. از زبان سخن عیش ندیده خوش تر اردشیری که در این قنبذ دوار بماند.

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>